صائن الدين على بن تركه
54
عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )
مىنمايند « 1 » . وُشاقانى چو مرواريد خوشآب * سمن ديدار و خندان و شكرخاى همه سر تيز و سخت و چست و چالاك * همه پاكيزه روى و چهرهآراى [ 461 ب ] همه ثابت قدم هنگام كوشش * همه در وقت راحت لذّتافزاى هر نقدى كه برين « 2 » دروازه وارد گشت ، اولا به محلّ عرض خدمتش مىرسانند . اگر به محكّ قبول او تمام عيار آمد بعد از آن ، آن را سكّه مىزنند و به سوى دار العيار مملكت روانه ساختند « 3 » . و در آنجا سبّاكان استاد باشند « 4 » ، ايشان به سبك و تخليص و تصفيهء آن ، بواجبى قيام نمودند « 5 » و نقود آن به ديوان بزرگ روانه كردند « 6 » . و آن ، شهرستانى است بهغايت لطيف و نزه ، مشتمل بر انواع انهار و اشجار و محتوى به صنوف عمّال و خواجگان . هر چند به وخامت هوا منسوب باشد ، الّا اهاليش همه قوى مزاج باشند . اگر چه آبش صافى و سرد نباشد و ليكن بهغايت گوارنده و هاضم بود . و آنجا مستقرّ ايالت يكى از ملوك طبيعت است و ديوان مواجب امرا و اجناد آنجا دارند . و از او « 7 » به همه اطراف و اكناف مملكت ، اجرا روانه كنند « 8 » تا ايشان نقود آن را به موجبى كه در دفاتر تقويم ديوانى ثبت گشته بر چهارپايان قوى هيكل نهاده متوجّه اعيان امرا و خزاين گردانند . هر چه از دار العيار به سكّهء قبول رسيد بدينجا روانه كردند « 9 » و باقى را به طرف ولايت زير . و آن شش بلوك است كه در طرف شهرستان بزرگ واقع شده مشتمل بر صنوف اجناد ثلاثه ، همه اصحاب قوّت و ارباب شوكت باشند [ 462 الف ] . و در ميان ايشان ، تيراندازان سخت باشند و كار ايشان ، دفع موذيان و مفسدان مملكت است . و در آن ولايات ، هم از عمّال ديوان بزرگ ، طايفهاى باشند كه هر نقدى كه لايق
--> ( 1 ) . F , G و J : + بيت ( 2 ) . C , E و I : بدين ( 3 ) . I : مىسازند ( 4 ) . I : استاده مىباشند ( 5 ) . I : نمايند ( 6 ) . I : گردانند ( 7 ) . I : آنجا ( 8 ) . D : مىكنند ( 9 ) . I : گردانيده